تصور کنید خودرویی دارید و باید از جایی که هسنید حرکت کرده و به مقصدی برسید. تنها یک باک بنزین دارید و در مسیر فرصت سوختگیری برایتان فراهم نیست. صِرف اینکه بدانید چطور از خودرو استفاده کنید، آیا میتواند به شما در رسیدن به مقصد کمک کند؟ بعید به نظر میرسد.
اینکه شما طرز کار دنده و گاز و فرمان را بلد باشید و بتوانید خودرو را به حرکت درآورید، یعنی مدیریت. اما نیاز است بدانید مقصد دقیقا کجاست و بهترین مسیری که شما را به مقصد میرساند کدام است؟ برای رسیدن به مقصد چه الزاماتی نیاز است؟ کی و کجا باید توقف کنید؟ و این یعنی مدیریت استراتژیک.
درواقع مدیریت استراتژیک نقشه راه سازمان را مشخص میکند و مدیریت، عملیات روزمره را برای رسیدن به این نقشه هدایت میکند. بهطورکلی همانطورکه در مقاله مدیریت چیست و مدیر کیست گفتیم،، مدیریت بهمعنای برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل فعالیتهای یک سازمان است تا سازمان در مسیر رسیدن به اهداف حرکت کند.
فرآیند دستیابی به اهداف سازمانی یک فرآیند بلندمدت است و این مهم بدون مدیریت استراتژیک اتفاق نخواهد افتاد.
شاید در سطوح پایین مدیریت (مدیران اجرایی و مدیران میانی) نیاز به استراتژی احساس نشود؛ اما قطعا در سطوح بالای مدیریت (مدیران ارشد) نمیتوان از اهمیت استراتژی چشمپوشی کرد. استراتژی همان چیزی است که سازمان برای موفق شدن و برای دستیابی به اهداف سازمانی به آن نیاز دارد.
بدون شک مدیریت در سطح بالا نیازمند استراتژیک بودن است در سطوح دوم و سوم نیز مدیریت استراتژیک میتواند به ارتقای سازمان کمک کند. در واقع مدیریت استراتژیک به نحوه تصمیمگیریهای مدیر مربوط میشود.
مدیرانی که تصمیمات استراتژیک میگیرند، نگاهشان به آینده است و اهداف را در بلندمدت در نظر میگیرند. مدیریت استراتژیک فرآیندی بلندمدت است که در آن سازمانها برای آینده خود برنامهریزی میکنند. به خاطر داشته باشید که مدیریت و مدیریت استراتژیک مکمل یکدیگر هستند و هردو جنبههای حیاتی یک سازمان محسوب میشوند.
برچسب:
نویسنده: آتنا خوشنام